تبليغاتX
نسيم اشكور

  

عشقها ي خيا با ني …

تحقق خوا سته هاي جوانان براي بنا نها دن بنيان خانواده مستلزم برنا مه ريزي وسيعي است كه تمامي جوانب را در نظر گرفته وبا مديريت صحيح و استفاده بهينه و با  بهره گيري از توانمنديها و پتا نسيل موجود مي توان از تب و تاب عشقها ي ظا هري  يا عشقها ي سراب گو نه و بي اساس و احسا سات زودگذر كا ست. 

مطالعا ت متعددي در زمينه شناسايي و اشاعه عوامل  كليدي موفقيت جوانها به منظور بهبود انتخاب و عملكرد آنها در زندگي زناشويي انجام شده است  اما امروزه به طور خواسته يا ناخواسته نا هنجاريهايي در

كانون خانواده مشاهده ميگردد.

ازدواج مرحله مهمی از تشکیل خانواده است که بیش از همه مراسم و رویدادهای زندگی انسان در جنبه های متعدد فردی و زیستی و اجتماعی، امری جهانی و از نظر هدف ثابت و پایدار است. این فرایند عبارت است از: کنش متقابل مرد و زنی که برخی شرایط قانونی را تحقق بخشیده اند. ازدواج، بین فرهنگ و طبیعت تعادل برقرار می کند و از نوعی تقدس برخوردار است و در مقایسه با سایر روابط انسانی، تمامیتی بی نظیر دارد. بدین معنا که ابعاد زیستی، اقتصادی، عاطفی، روانی و اجتماعی زندگی را پوشش می دهد.

یك انتخاب اشتباه می‌تواند زندگیتان را تباه كند، باعث شود روز و شب را در نومیدی و ناكامی بسر برید، شما را افسرده یا نگران كند، یا در شرایطی قراردهد كه نه تنها سلامت روانی‌تان در خطر افتد بلكه سلامت جسمی تان هم تحلیل رود. همین طور ممكن است وضع اقتصادیتان نابسامان شود یا شاید هم در معرض بد رفتاری‌های جسمی یا زبانی قرار گیرید،یا به‌عنوان همسری ناموفق درگیر مسائل فرزندی شوید كه به تنهایی باید از پس مشكلات او هم بر آیید.

پیامدهای یك انتخاب غلط و نارضایتی از زندگی زناشویی و یا حتی فرو پاشی آن، نه تنها زندگی شخصی خودتان را نابود می‌كند بلكه دود آن به چشم نسل بعدی كه از شما پامی‌گیرد هم خواهد رفت. 

بنا بر این، با انتخاب درست و عاقلانه شریك زندگی خود، لطف و كمك بزرگی به‌خود می‌كنید

روابط و مناسبات بین انسان‌ها، به ویژه همسران، پدیده‌هایی مرموز یا پر راز و رمز نیستند كه به‌دنبال درخشش جرقه‌ای جادویی وارد زندگی شما شوند، چیزی كه گاهی به آن كیمیای عشق هم می‌گویند و هیچ ارتباطی هم به داشتن یا نداشتن استعداد خاصی برای ایجاد یك پیوند ابدی ندارد.

در آغاز با كسی كه قصد ازدواج با او را دارید ملاقات می‌كنید و مسلما او كسی است كه دوجانبه بودن چنین احساسی را به خوبی بروز می‌دهد. دكتر جان ون ایپ، روان شناس معتقد است كه به‌دنبال چنین ملاقاتی آنچه شما باید انجام دهید همگام شدن با جریان رشد و شكوفایی این صمیمیت است تا فرصت مطالعه و شناخت دیدگاه‌ها و رفتارهای آتی اورا داشته باشید. این گام، عامل مهمی در ایجاد روابط موفق زندگی آتی شماست. 

و بالاخره این كه در یك رابطه عاشقانه است كه جاذبه روابط زناشویی و تماس‌های احساسی و عاطفی شما تعالی می‌یابند.در این جا، پنج عامل تعیین‌كننده ارائه می‌شود كه روابط شمارا استحكام و دوام می‌بخشند. مشكل این است كه این پنج عامل باید همزمان و هماهنگ رشد و تكامل یابند و شما در این كار باید از دل و جان مایه بگذارید.

 بنابراین، هرگز اجازه ندهید كه یكی از این پنج عامل خیلی بیشتر از سایر عوامل در این مسیر روبه رشد جلو افتد. این پنج عامل عبارت اند از:

شناخت ، اعتماد، اتكاء، تعهد و در گیر شدن عواطف و احساسات. 

دكتر جان ون می‌گوید: به هنگام رشد و اعتلای روابطتان، به منطقه سالم و امنی نیاز دارید كه در آن وارد شوید. قانون اصلی برای ماندن در این منطقه سالم و امن، این است كه

هرگز اجازه ندهید كه یكی از این پنج عامل پیونددهنده پویا و فعال، رشدی فراتر از مرحله خاص خودش داشته باشد. 

بنا بر این، هرگز نگذارید كه روابطتان فرا‌تر از میزان تعهد و وفاداری تان پیش رود و برای طرف مقابل خود هم حد و حدودی از تعهد و وفاداری قائل شوید كه به‌اصطلاح در حیطه اعتماد و اطمینانی كه به شما نشان می‌دهد بگنجد. از همسر خود به اندازه اعتمادی كه به او دارید، توقع داشته باشید ؛ یعنی به طرف مقابل خود به اندازه شناختی كه از او دارید اعتماد كنید. دكتر جان‌ون‌در ادامه می‌گوید: اگر از این منطقه سالم و امن پا فراتر نهید، آن گاه به خاطر عشق و علاقه‌ای كه به شخص مورد علاقه تان دارید، دچار غفلت می‌شوید و مسائل و مشكلات بین خودتان را كم اهمیت خواهید شمرد. 

آیا متوجه منظور من هستید؟ اگر قبل از شناخت كمی به او اعتماد كنید یا قبل از آن كه شناخت لازم و كافی از او به دست آورید یا میزان تعهدش را نسبت به‌خودتان سنجیده باشید وارد روابط بسیار نزدیكی با او شوید، آن گاه نا چار خواهید بود كه مشكلات بین خودتان را كوچك جلوه دهید یا نظر تان را در باره او تغییر دهید و به‌اصطلاح حرف خودتان را پس بگیرید و وارد مرحله‌ای شوید كه به نومیدی و دلسردی دائمی گرفتارمی شوید و متأسفانه زمانی متوجه خواهید شد انتخابتان یك اشتباه محض بوده كه دیگر خیلی دیر شده و كار از كار گذشته است.  

رابطه، با شناخت شروع می‌شود و این شناخت شماست كه سایر عوامل مؤثر در روابط را تحت كنترل خود می‌گیرد. شناخت شما از دیگری با وسیع‌تر شدن دامنه روابط و مناسبات متقابل و كسب تجارب مختلف از یكدیگر، به تدریج و به مرور زمان عمق بیشتری می‌یابد. 

این نكته مهم است كه متوجه نحوه بر خورد كسی كه قرار است به عنوان همسرتان انتخاب كنید در موقعیت‌های مختلف باشید: مثلا اینكه رفتارش با دوستان، اعضای خانواده، روسای اداره‌اش، همكاران، غریبه‌ها و بچه‌ها چگونه است. 

در جریان مطالعه و بررسی یكدیگر و كسب شناخت درست، پنج نكته بسیار مهم وجود دارد كه باید به آن‌ها توجه كرد: 

1 - پیشینه خانوادگی و دوران بچگی  

2 - رفتارها و فعا لیت‌های آگا هانه و پخته برخاسته از وجدان بیدار  

3 - آ گاهی از درجه میزان سازگاری و انعطاف‌پذیری با لقوه خود  

4 - ارائه نمونه‌هایی از دیگر الگوهای ارتباطی  

5 - داشتن توان لازم در كار برد مهارت‌های ارتباطی با دیگران  

 این نكات به بهترین وجه شناخت لازم را از كسی كه می‌خواهید به همسری خود بر گزینید به شما می‌دهد. دكتر جان ون‌ تاكید می‌كند كه با استفاده از این روش‌ها می‌توانید هم به ندای قلب و احساس خود گوش دهید و هم پیرو عقل خود باشید.

 

 

 

+ نوشته شده توسط روح ا... شريفي شوئيلي در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 8:22 |

جشن عاطفه ها يا تحقيرارزشها

 امروزه بدون  در نظر گرفتن وضعيت اقتصادي بسياري از خا نوادها صدا وسيما جمهوري اسلامي به برپايي جشنهايي ميكند كه به آن مي بالد،راستي ما هيت اين جشنها را در كجا بايد جستجو نمود؟

به بهانه آغاز سال نو،فصل شروع مدارس و... برپايي اين نوع مراسمهاي سمبليك چيزي جز اينكه تبعيض و بي عدالتي را در جلوي چشما نمان جلوه نمايد، چیز ديگري نيست

دلیل فقر فقیران،محرومیت محرومان، و بینوایی بینوایان را باید در حرص و طمع رانت خوران و آقا زاده ها و دلالان و ثروت و قدرت ثروتمندان و مرفهان جامعه جستجو کرد، ثروتمندانی که با غرور و افتخار و لبخند، در جشن عاطفه ها شرکت می کنند، و از دریای ثروتی که به قیمت فقر محرومان اندوخته اند، قطره ای را به نا داران اعانه می دهند.  

جشن عاطفه ها، با قربانی کردن عاطفه و عشق، تصویر روشن نابرابری و تبعیض را بی پروا و با وقاحت، در جامعه طبقاتی نشان می دهد، و مرگ تلخ عاطفه در بلوای لحظه لحظه های این جشن فراموش می شود. عاطفه در غوغاي جشن عاطفه ها می میرد، و حقیقت بر مرگ عاطفه سخت مویه می کند.

سرماي سوزان فقر را مي توان تحمل نمود، با شكم گرسنه و لباس كهنه مي توان بر نيمكتهاي چوبي كلاس درس نشست وبر كاغذ كاهي مي توان نوشت اگرتبعيض نباشد وعدالت باشد.

امروزه دانش آموزان محروم ومحكوم به ادامه تحصيل در مدارس بي امكانات دولتي  كتاب ، دفتر ولباس نمي خواهند آنها برابري ميخواهند وبرادري.

امروزه چشمهاي آن كودكان به كادوهاي زرق و برق گرفته يك روزه سرمايه داران نيست بلكه چشمان آن كودكان محروم جوابي بر اين سوال را جستجو ميكند.

كساني كه در زندان فقر گرفتارند به ملاقات نيازي ندارند بايد از قفس روزگار آزاد شوند.

فقر و محروميت را مي توان تحمل كرد ولي تبعيض وبي عدالتي را نمي توان بدون كينه وعقده باور كرد بنا براين جشن عاطفه ها جشن رشد عقده هاست وبا چنين جشني نمي توان اجراي عدالت نمود.آزي جشن عاطفه ها رابايد مرگ عاطفه ها ناميد..

+ نوشته شده توسط روح ا... شريفي شوئيلي در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 8:52 |

28صفر رحلت پيغام دار آخرين ، عينيت قرآن کريم، حضرت رسول اکرم صلی‌الله عليه و آله بر مسلمانان جهان تسليت باد.

مرور می‏کنی خاطرات هزار ساله نوح را، تنهایی آدم را، زخم‏های ایوب را و امتحان ابراهیم را. با آمدن آدم علیه‏السلام آمده‏ای و بعد از عیسی علیه‏السلام به پیامبری رسیده‏ای.

فرشته‏ها صدایت می‏کنند؛ اما هنوز دلتنگ و نگران امتت هستی.

هرچند اتمام حجت کرده‏ای، هرچند عادل‏ترین نگهبان را بر آنان گمارده‏ای، اما دلشوره اینکه پس از تو چه خواهد شد، رهایت نمی‏کند.

پیامبری تو...

سبکبار بال می‏زنی، تا دورتر از دست‏رس همه پرنده‏ها و فرشته‏ها. اما چه بهارها و اردیبهشت‏ها در حسرت دیدن تو از راه خواهند آمد، ای بهشتی‏ترین!

پیامبری‏ات باران مهربانی بود که تا دورترین نقطه تشنگی خاک رسید. عطر رسالتت، هوایی بود که همه خاکیان را به هوای نفس کشیدن در دامنه اسلام کشاند.

پس از تو، آوازهای ابوجهل را هیچ حنجره‏ای صیقل نداد.

به یمن پیامبری تو، زیتون‏ها و انجیرها در برابر نخل‏ها، قرآن تلاوت می‏کنند و نخل‏ها به رسالت جهانی تو سوگند می‏خورند.

همه پرنده‏های جهان، اذان می‏گویند تا کوه‏ها به امامت تو نماز کنند.

پس از تو

چه می‏توان گفت از آن همه کلمه‏ای که در صدای سکوت علی علیه‏السلام ، پس از تو خاموش ماندند؟ پس از تو، غیر از نفس‏های غمگین علی علیه‏السلام و اشک‏های ناتمام فاطمه علیهاالسلام ، هیچ نفسی به تو نرسید و هیچ اشکی از نام تو سرچشمه نگرفت.

بعد از تو، جز لبخندهای اندوهگین علی علیه‏السلام و فاطمه علیهاالسلام ، همه لبخندها به کیسه‏های زر ختم شد.

چه شب‏ها که فاطمه علیهاالسلام به یاد تو در ماه، با گریه می‏نگریست و علی علیه‏السلام ، با بغض، ستاره‏های ایوان تاریک مدینه را می‏شمرد. آه، چه فرصت‏های عزیزی که پس از تو، بین غربت برادرت علی علیه‏السلام و مسلمانان نامسلمان گم شد!

کاش سلمان‏ها و ابوذرها و... در باران تکثیر می‏شدند تا خطبه‏های علی علیه‏السلام را عملی کنند! کاش... !

کاش چیزی نپرسی!

لب به سخن گشودی و فرمودی: «نورانی‏ترین شما در روز قیامت، کسی است که آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را بیشتر دوست بدارد.» اما باور نمی‏کنی که امت تو چگونه به وصیت تو عمل کردند. کاش از دست‏های گرمی نپرسی که هیچ‏گاه پس از تو، دست‏های تنهای علی علیه‏السلام را در صبحگاهان غربت نفشرد و هیچ جوابی، پرنده‏های سلامش را نرسید! کاش از شانه امنی نپرسی که پس از تو هیچ شانه‏ای هق هق گریه‏های دختر دردانه‏ات را نداشت! کاش از دوست‏داشتن مپرسی که هیچ خانه‏ای همسایه دوستی مهربانانه آل تو نشد! کاش... !

 

+ نوشته شده توسط روح ا... شريفي شوئيلي در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 9:10 |

·       مديريت يا ا بزاري براي اعمال قدرت

·       
 تعريف مديريت
در باره‌ تعريف مديريت اتفاق نظر خاصي در دست نيست و صاحبنظران و نظريه پردازان علم مديريت با اهداف و سوگيري‌هاي گوناگون، تعاريف متفاوتي ارائه كرده‌اند.

·        هربرت سیمون مدیریت را فرآیند تصمیم‌گیری می‌داند. از نظر او مدیر خوب کسی است که تصمیمات صحیح را به‌موقع اتخاذ می‌کند و مدیر بد کسی است که در تصمیم‌گیری متزلزل عمل می‌کند.

·        ماری پارکر فالِت مدیریت را هنر انجام دادن کارها به‌وسیلهٔ دیگران و از طریق آنها می‌داند.

·        امروزه چالشهايي فراواني در بعد مديريت به چشم مي خورد همان طور كه از نظر ماري پاركر فالت مديريت را انجام دادن كارها بوسيله ديگران واز طريق آنها مي داند چنين بر ميآيد كه ديگران، همان نيروهاي انساني در هر سازمان مي باشند .  نيروي انساني به عنوان بزرگترين و با ارزش‌ترين دارايي و سرمايه هر سازماني محسوب مي‌شود و برخلاف ساير منابع سازماني علاوه بر اينكه با مصرف كردن مستهلك و كاهش نيافته بلكه تنها سرمايه‌اي است كه فزاينده است و هرگز با مصرف كردن مستهلك نشده، بلكه با تجربه و مهارتي كه كسب مي‌نمايد موجب عملكرد بهتر و بيشتر سازمان ميگردد. امروزه قدرت كشورها و سازمانها را سرمايه مادي، ماشين‌آلات و تجهيزات رقم نمي‌زنند، بلكه نيروي انساني كارآمد و خلاق تعيين‌كننده قدرت و توان رقابتي سازمانها و كشورهاست .

·        . پيتر دراكر پدر مديريت معاصر معتقد است بزرگترين مزيت نسبي در دنياي رقابتي آينده نيروي انساني كشورها و سازمانها خواهد بود. امروزه ارزش افزوده ذهنها با ارزشتر از ارزش افزوده ساير منابع مي‌باشد. به همين منظور گفته مي‌شود كه بسياري از مشكلات امروزي ما در حيطه‌ تجهيزات و امكانات نيست بلكه در حيطه انسانها است. اگر قبول كنيم كه سرمايه انساني بزرگترين و با ارزش‌ترين دارايي هر سازمان و كشوري محسوب مي‌شود بايد بپذيريم هر چيز كه با ارزشتر و گرانبهاتر باشد به حفظ و نگهداري، مراقبت و مديريت بهتر نيز نيازمند است.

·        مديريت و عامل انساني مهمترين دليل تحولاتي است كه امروز بشر در همه زمينه‌ها و به هر شكلي در جوامع گوناگون شاهد آن است. در واقع عامل انساني است كه تفاوت‌هاي فاحش امروز زندگي بشر با شرايط گذشته‌اش را رقم زده است. اگر اين عامل از زندگي روزمره حذف شود در واقع توسعه و پيشرفت از زندگي انسان حذف مي‌شود. براي تغيير و حركت بسوي شرايط بهتر علاوه بر عواملي چون سرمايه، مواد اوليه و غيره مهمترين و اصلي‌ترين عامل نيروي انساني است. در واقع ثروت و دارايي هر جامعه‌اي تنها و تنها نيروي انساني است. اين ديدگاه شايد افراطي بنظر برسد ولي واقعيت‌هاي پيشرو در جوامع گوناگون اين امر را ثابت مي‌كند. اگر يك جامعه را با همه امكانات مادي و ثروت‌هاي بيكران با جامعه‌اي كه از همه اين امكانات بي‌بهره است مقايسه كنيم و مشاهده كنيم كه جامعه فاقد ثروت از توان و قدرت بالاتري برخوردار است تنها عاملي كه اين مسئله را ايجاد كرد بايد عامل انساني باشد.

·        به طوري كه حالا در تقسيم‌بندي‌هايي كه براي نگرش مديريتي مديران به كار مي‌رود آنها را به دو دسته   كارمندگراها و كارگراها تقسيم مي‌كنند كه در واقع تمايزي است بين كساني كه اولويت و تمركز خود را بر انجام كار بدون توجه به روحيه ديگران مي‌دهند و كساني كه روحيه كاركنان و انگيزش آنان را در نظر مي‌گيرند. ناگفته پيداست بهترين شيوه روشي است كه هر دو وجه را يعني كارگرايي و كارمند گرايي را در اوج دارا باشد.
با بررسيهاي به عمل آمده پيداست كه پيشرفت جوامع موفق، در گروه مديريت توانا است. مديريت توانا ،به معني مديريت با قدرت وقلدوري نيست، چنين مديريتي برخواسته از تفكر و منطق انساني است كه با آگاهي وبينش همه جانبه بر محيط پيرامون خود تسلط كامل دارد وبا استفاده از ابزار عقل به مقابله چالشها در حيطه وظايف مي رود نه صرفا" با قدرت جايگاه مديريت.

·        استفاده از اعمال قدرت در جايگاه  مديريت به عنوان ساده ترين ودر عين حال بي محتواترين نوع تسلط بر محيط است ، در حالي كه مديريت بر خواسته از تفكر وانديشه درست يك مدير ميباشد.  

·        يكي ديگر از عوامل مهم رشد و توسعه كشورها، اهميت دادن به فكر و انديشه نيروي انساني و استفاده صحيح ازآن است و از بهترين راههاي استفاده از فكر بشر و اين سرمايه بزرگ خلقت، اجراي نظام مشاركت است امروزه در اغلب كشورهاي پيشرفته و توسعه يافته در بيشتر سازمانها، شركتها و موسسات مختلف، اين سيستم اجرا شده و همه مردم از خرد و كلان در حال فكر كردن و پيشنهاد دادن هستند و علاوه بر اينكه مشخصاً از نتايج پيشنهادهاي خود بهره مي‌برند، پاداش مي‌گيرند و عزت و احترام به نفس را تجربه مي‌كنند، كشور و بقيه مردم نيز به طور قابل توجهي از آن بهره‌مند مي‌شوند. نقطه مقابل اين عمل همان خود خواهي و جريان تك قطبي است كه چه بسا استفاده ابزاري از اختيارات در حيطه مديريت منجرب به تغيير بنيادين در ارزشهاي نظام خواهد گردديد.

·        مشكل عمده ديگر در جامعه را مي توان به مهره چيني مديران نام برد . به عنوان مثال در بازي شطرنج جسارت يك مهره سرباز در مقابله بامهره وزير بسيار پايين ودر حد صفر است زيرا با حركت مهره سرباز در هر مسيري ، مغلوب مهره وزير است .

·        آيا در زمان پيشنهاد موقعيتها قدري تامل كرده ايم  كه مديريت و  تواناييي انجام كار در حو زه داده شده را داريم  يا خير؟

·        در صورت پاسخ منفي ،مسلما" پيدا است كه به علت عدم مديريت و آگاهي در اين زمينه به ناچار از ابزار اعمال قدرت استفاده خواهيم نمود.

·        چنانچه مديريت مشاركتي را مانند رهيافتي جامع براي جلب مشاركت فردي و گروهي كاركنان در جهت حل مسائل سازمان و بهبود مستمر در تمام ابعاد تعريف كنيم و بر اين باور باشيم كه مديريت مشاركتي ارتباط دائم، متقابل و نزديك بين مديريت ارشد و كاركنان است میتوان گفت که مديريت مشاركتي به معناي مشاركت افراد مناسب، در زمان مناسب و براي انجام كار مناسب است. بر پايه اين تعريف، مشاركت كاركنان در كارهايي كه به خود آن ها مربوط مي شود، مشاركتي داوطلبانه، ارادي و آگاهانه خواهد بود كه اين درگيري شخص را تشويق مي كند كه به تحقق هدف هاي گروه كمك كند و در مسؤليت ها و پيامدهاي آنها سهيم شود. مديريت مشاركتي دو هدف عمده را دنبال مي كند: نخست، ارج نهادن به ارزش هاي انساني و به ياري طلبيدن افرادي كه به نوعي با سازمان در ارتباط اند. دوم، رسيدن به هدف هاي از پيش تعيين شده به كمك همين افراد.

·        چنانچه اجراي مديريت مشاركتي و نظام هاي تشكيل دهنده آن با موفقيت همراه باشد، از مزايا و پيامدهاي چون بهبود روابط انساني بين مديريت و كاركنان، تقويت انگيزش در كاركنان، بهبود گردش كار در سازمان، بروز

·        خلاقيت و نوآوري، تقليل هزينه هاي توليد كالا و خدمات، افزايش احساس تعلق سازماني در كاركنان و همسو شدن هدف هاي آنان با هدف هاي سازمان خواهد بود.

·        از ملزومات بنيادي ، هماهنگي با فظاي فعلي مديريت علمي و نوين جهاني، در راستاي اصل شايسته سالاري  خواهد بود وبا برنامه ريزي صحيح و تفكر سازمانمند براي اجراي سياستهاي درست مديريت،  گامي تاثير گذار  خلاق و ماندگار بر جا خواهد گذاشت.                     به اميد فردايي بهتر

 

 

 

+ نوشته شده توسط روح ا... شريفي شوئيلي در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 8:57 |

 

با سلام

ابتدا تشكر ميكنم، از همه دوستان و عزيزا ني كه در دورترين نقاط ايران هميشه به فكر وطن خود هستند، اما مطلبي را از دوستان در وبلاگها راجع به شهرستان رودسر و خصوصا" اشكورات ديدم كه كاملا" به حالت خصوصي و فقط راجع به  منطقه خود نوشته بودند، كه اين عمل هرچند براي يك مكان خوب است اما براي آباداني و پيشرفت منطقه نياز است كه همفكري و همگرائي بيشتري داشته باشيم. اميدوارم با همكاري شما دوستان هميشه سرفراز، اين عمل تحقق يابد.

+ نوشته شده توسط روح ا... شريفي شوئيلي در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 11:21 |

 پرسه های پاییزی

بررسي ها نشان ميد هد هر جوان براي تضمين آينده خود و رسيدن به آرزوهاي ذهني شديدا" احساس نياز به تامين درآمد بيشتر دارد، ومي بيند كه به راحتي در شهرها مي توان با شغلهاي واسطه گري يا خدماتي در آمدي چند برابر داشت، لذا عامل تشويقي و محركي قوي خواهد داشت كه  مهاجرت نمايد.

تقريبا"در تمامي مكانهاي جغرافيايي مهاجرت جوانان وزن سنگيني را در گروه 15 تا 30 سال دارد . سوال اينجاست چرا اينها سزرمين خود را ترك مي كنند ؟ چرا در جائي كه زندگي مي كنند كاري پيدا نمي كنند و زندگي رضايت بخش ندارند؟.

مهاجرت از روستا به شهر نشانه،عارضه و پيامد تحول اجتماعي بزرگي است كه در كشور ما رو به افزايش است. از جمله عوامل رشد مهاجرت را مي توان، عامل اقتصادي نام برد كه با تمركز سرمايه ،و توسعه بخش هاي صنعت و خدمات در شهر هاي بزرگ، زمينه جذب نيروهاي جوان را در زمينه هاي غير رسمي فراهم كرده است ودر كنار اين عوامل توسعه وسايل رفاهي و شيوه زندگي شهر نشيني به نوبه خود براي جوانان جذاب بوده و به عنوان عامل محرك ديگر در مها جرت به شهر گرديده است.از عوامل ديگر مها جرت از روستاها مي توان به محروميت روستا از مواهب توسعه نام برد.  تحقيقات نشان ميدهد اگر چه انگيزهاي اقتصادي در مها جرت جوانان ر وستاوئي نقش مهمي دارد، عوامل غير اقتصادي نيز تاثير غير مستقيم بر رفتار آنان تاثير ميگذارد، براي مثال تسهيلات محلي ، رضايت از محل سكونت ، رفاه اجتمائي، استانداردهاي زندگي ، نياز به پيشرفت ، زندگي بهتر و هدفهاي ارزشي به طور معني دار انگيزه جوانان روستائي را افزايش داده است

نهايتا اگر جاذبه درآمد و ارتقاع سطح زندگي در اين نقاط تقويت گردد ومهمترين منابع استراتژيك روستا كه همانا كشاورزي است و جنبه حياتي براي آنها دارد شناسائي و حمايت شود مي تواند از ورود جوانان به شهرهاي بزرگ جلوگيري نمايد . علارقم پيامدهاي مثبت ومنفي كه در حوزه مهاجرت از روستا به شهرها وجود دارد ، آنها كه با وارد شدن به شهرهاي بزرگ مجبور به امرار معاش در دستفروشيها، كارگا هاي صنعتي بزرگ وكوچك و شغلهاي كاذب مي گردند و آرامش و سكوت روستائيشان را در شلوغي و سردر گمي صفهاي مترو و اتوبوس گم ميكنند ، هر چند در محيطي مدرن نسبت به روستا زندگي مي كنند اما هيچگاه به خواسته هاي ذهني خود نمي رسند ، در پديده مها جرت ارزشها و هنجارهاي فرهنگي افراد دچار فروريختگي ميشود كه خود باعث پديد آمدن آسيبهاي اجتمائي است. يكي ديگر از بارزترين عوامل مهاجرت جوانان به شهرها را مي توان در بعد عوامل فرهنگي نام برد وآن نارسائي مربوط در نظام آموزش روستاوئي است .مجموعه عوامل فوق بهانه اي است تا جريان مها جرت از روستا به شهرها به شدت افزايش يافته و به علت عدم پذيرش شهرها از مهاجرت مازاد حاشيه نشيني در شهرها بوجود آيد

با درايت ومديريت مي توان از فرسايش نيروي جوان در شغلهاي كاذب كاست وبرانگيزه آنان در جهت پيشبرد خواسته هاي منطقي اقدام نمود.  

 

+ نوشته شده توسط روح ا... شريفي شوئيلي در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 11:2 |

 

من امشب

سر بر با لشتك خيال خود ميگذارم

وستاره ها را، در خلوت چشمهايم بدرقه ميكنم

به نگاه خيس باران زده ام

طلوع، سلامي دوباره مي دهد

افسوس...

با طنين خوش گام آفتاب از دامن الوند

ديگر آفتاب گردان نمي خندد.

 

+ نوشته شده توسط روح ا... شريفي شوئيلي در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 10:17 |